X
تبلیغات
رایتل

کتابخونه ی ممنوعه ی هاگوارتز

نقد کتابای گرگ میش هری پاتر و دارن شان بوک

خف خف امروز زده به سرم می خام واستون نقد بنویسم. نقد من درباره ی مقایسه ی کتاب های دارن شان هری پاتر و حماسه ی گرگ  میشه.خب ما کتاب دوستا باید باور کنیم که تو این چند ساله کتابای فانتزیه زیادی به بازار اومده شاید از قدیمی تر ها که بپرسی بهت بگن که زمون ما فقط یه شیر کمد جادوگر ارتور سی کلارک بود ولی الان میبینیم که فرهنگ فانتزی تو ایران رشد زیادی کرده. خب بریم رو بحث اصلی که مقایسه ی کتاب ها بود. اول رو مقوله ی دید کتاب می خوام بحث کنم.  ما تو داستان هری پاتر میبینیم که گوینده ی کتاب تغییر میکنه بعضی اوقات هری و بعضی اوقات ولدمورت یا حتی مار ولدمورت(نجینی)ولی تو اکثر مواقع داستان از دهن دانای کل بیان میشه.درمورد داستان های دارن شان(افسانه ی دیمونات ها)میشه گفت توتمام کتاب ها که به صورت اول شخص بیان میشند در مورد سری کتاب های گرگ میشم همینطور ولی با کمی تغییر مثل بیان کردن احساسات و در بعضی از قسمت های کتاب گرگ میش (سپیده دم ) میبینیم که راوی عوض میشه که تو قسمت های 13 و 14 جیکوب به جای ادوارد(ادوارد کالن) یا بلا (بلا سوان ) راوی میشه.بحث دوم ما درباره ی محتوای کتابه درمورد کتاب هری پاتر میشه گفت تا کتاب سوم(زندانی ازکابان)هری یه بچه یتیم مظلوم که یه مشت ورد حفظ میکنه او هر سال از دست ولدمورت جیم میشه ولی ما تو کتاب سوم میبینیم که پای احساسات وسط کشیده میشه هری با زویای دیگه ای از کشته شدن پدرو مادرش اشنا میشه دوست پدرشو میبینه(ریموس لوپین) ولی مهم تر از همه ی این ها متوجه میشه که پدر خوندش بیگناهه(سیریوس بلک. بچه ها تو یه کتاب سریوسو به معنی جدی ترجمه کرده بودن ای خندیدم)همون طور که در اخر کتاب میبینیم که با یه هیپوگریف (باک بیک یا کج منقار) اونو فراری میده . در مورد کتاب های دارن شان تنها چیزی که میتونم بگم اینه که من تعجب میکنم چرا تو ایران اینقدر طرف دار داره(فعلا در حال خوندن کتاب لرد لاس از سریه نبرد با شیاطین هستم).درمورد کتاب گرگ میش میتونم بگم نویسندش (استفنی مایر) ترکوند علاوه بر این که کتابا فروش خارق العاده ای داشتن  فیلماشم رو گیشه ترکوند.در مورد موضوع کتابم که مثل همه ی داستان های خون اشامی یه سری خون اشام خوشگلو مامانی با دندونای تیزامادن که بخورنت ولی با یه تفاوت خفن . ما تو این داستان خون اشامای با کلاسیو میبینیم که تو تابوت نمیخوابن احساس دارن(مثل عاشق شدن ادوارد کالن ) دارای قدرت های فوق بشرین واز همه مهم تر چیییییییییییییییییییییی خون انسان نمیخورن  (یو هاهاهاهاها) ما تو قسمتی از داستان یک میبینیم که ادوارد میگه:و چنین بره عاشق شیر شد (بچم عاشق شده).خب بریم رو قسمت خهلی خهلی مهم که چیه درست فهمیدید نقد کتابه. در مورد کتابای هری پاتر که گفتم تا کلاس سوم هری یه بچه یتیم مظلومه ولی تو داستان سوم خانوم رولینگ(جوان کتلین رولینگ) یکم به  مخش فشار میاره و داستانو قشنگ میکنه(ما با بچه های فن فیکشن نویس یه بحث مفصل داشتیم که کتاب کجا تغییر میکنه. خهلی ها میگفتن تو کتاب چهارم چون هریه پدر سوخته عاشق دوست دختر سدریک شد .). خیلی از بچه های خوب هری پاتریست(که خودم از اون دسته ام) میگن که هری پاتر هیچ مشکلی نداره ولی باید قبول کنیم که خانوم رولینگ بعضی جا ها بسیار ضعیف کار کردن مثل شخصیت پردازی ضعیف و ..... ولی نقاط قوت تو داستان رولینگ کم نیستن.داستان های  دارن شان راستشو بگم ( اند چندشن ) دارای خشونت زیادن که برای نوجوانان زیاد خوب نیس ولی (خداییش تو در اوردن دل روده استاده).در مورد کتابای گرگ میش چی میتونم بگم . مهشر کار کرده این استفنی (حتی بعضیا اونو با رولینگ مقایسه کردن که گفته:نه بابا ما رو چه به هری پاتر انگشت کوچیکه ی رولینگم نیستم ) ولی اگه یکم دندون رو جیگر میزاشت کتاباشو دیر تر میداد بیرون (مثل جوان خانوم) الان شهرتش از هری جونم بیشتر بود. خف نقد منم تموم شد خوشحال میشم اگه واسم نظر یا پیشنهاد بزارین.(خداییش اگه بعضی جاها غلط املایی دارم منو ببخشیییییییییییییین).

نظرات (2)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
salam khoobi failha pasword mikhad lotfan passwordesho begin
شنبه 15 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 02:27 ب.ظ
امتیاز: 0 0
پاسخ:
kodom ketaba??؟
The Tales of Beedle the Bard.pdf *
in ketab kollan chera passwordashoono nemigzari doste man
??
rasti ketabe nemade gomshodeye dan brown ra khoondi vaghan harf nadare pichidaast hesabi aghe barat emkan dare mitooni be khatam sms koni mamnoon misham omidvaram ba donyaye jadidi az be ghole shoma fantezi ashna beshim az babate karhaye zibat vaghaaaaaaaaaaaaaaaaaaaan mamnoon
09394263002
یکشنبه 16 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 11:16 ق.ظ
امتیاز: 0 0